محمد تقي جعفري
120
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و دلسوختگان پرواز در فضاى ملكوت ، ذكر يا رب در دهان دور آن گشتهاند و به بارگاه خداوندى عروج نموده و با خداى خود براز و نياز پرداختهاند مىدانيد كه در چه موقعيتى هستيد 7 - آيا در موقع تشرف به بيت الله الحرام ، عظمت احساس تكليف و انجام متعهدانهء آن را در موقع طواف به دور چند سنگ رويهم چيده شده ، درك نمودهايد آيا هيچ مىدانيد كه آن محيط محدود كه بيت را در بر گرفته تا كنون چه درسهائى به اولاد آدم داده است و آنها را تا مرتفعترين قلهء مرتفع بالا برده است و آن گاه آنانرا به چشمه سار درون خويشتنشان خم كرده است - اين زمزمهء دائمى بيت اللَّه الحرام است كه فقط حجاج حقيقى آن را مىشنوند كه - من ترا بردم فراز قله هان بعد از آن تو از درون خود بخوان 8 - حركت و تكاپو در ما بين صفا و مروه بدون توجه به چيزى حتى با فراموش كردن خويشتن ، حركت در عرصات قيامت را كه هيچ كسى متوجه هيچ كس و هيچ چيزى نيست مجسم مىكند . 9 - وقوف در صحراى عرفات و نيايش در آن ، از اعماق قلب توأم با خلوص و صفا . مضامين دعاى عرفه اى كه سرور شهيدان امام حسين بن على عليهما السلام در آن مكان مقدس الهى خوانده است ، مىفهماند كه بندهء مشتاق انجذاب به بارگاه ربوبى ، چگونه مىتواند با پروردگارش ارتباط برقرار كرده و در جذبات آن فياض مطلق فرو رود . 10 - وقوف شبانگاهى در مشعر الحرام ، عظمت و ملكوتى بودن فضاى مشعر الحرام را فقط « خدا ميداند و آن كس كه ديده » براى شب بيداران مشعر الحرام ، اين نتيجه كافى است كه بقيهء عمر را هميشه بيدار بوده و خواب غفلت سراغ آنانرا نخواهد گرفت . آنجا براى آگاهان افقى پديدار مىگردد كه عاليترين نمايشى از بيكرانگى دارد . ديدار آن افق ملكوتى چنان حلقههاى آهنين عالم ماده و ماديات را از خشونت مىاندازد و نرم مىسازد كه آنها را مبدل به اشباح و سايه هائى از حلقههاى زنجيرى مىنمايد كه گوئى هريك از آنها پله اى براى صعود اختيار به قلههاى اعلاى ملكوت الهى است . نيايشهاى شبانگاهى مشعر الحرام ، زمزمههاى ابدى روح است كه در اين سراى خاكى